حمایت از حقوق متهم به معنای نادیده گرفتن حقوق بزهدیده نیست. عدالت کیفری زمانی کامل است که حقوق هر دو سوی پرونده مورد توجه قرار گیرد.
شاکی حق دارد به شکایت او رسیدگی شود، ادله خود را ارائه کند و از حمایتهای قانونی برخوردار باشد. متهم نیز حق دارد در برابر اتهام از خود دفاع کند و تا زمان اثبات قانونی جرم، از اصل برائت بهرهمند باشد.
عدالت، انتخاب میان حق شاکی و حق متهم نیست؛ بلکه ایجاد تعادل میان حقوق هر دو در چارچوب قانون است.
کلام آخر
دادرسی منصفانه را نباید مجموعهای از تشریفات اداری و قضایی دانست؛ بلکه باید آن را روح حاکم بر فرآیند عدالت کیفری تلقی کرد. اصل برائت، حق دفاع، تفهیم اتهام، بیطرفی مقام قضایی، رسیدگی در مهلت متعارف و امکان ارائه و بررسی ادله، ابزارهایی هستند که از یک سو از حقوق فرد و از سوی دیگر از اعتبار و سلامت نظام قضایی حمایت میکنند.
در نهایت، عدالت تنها زمانی معنا پیدا میکند که حتی در مواجهه با اتهام سنگین نیز قانون فراموش نشود. اقتدار دستگاه قضایی نه در نادیده گرفتن حقوق متهم، بلکه در آن است که حتی در سختترین پروندهها نیز قانون را با دقت، بیطرفی و انصاف اجرا کند.
زیرا جامعهای که برای اثبات جرم، حقوق انسانها را نادیده بگیرد، ممکن است به مجازات یک مجرم دست یابد؛ اما جامعهای که قانون، حق دفاع و اصل برائت را پاس میدارد، همزمان از عدالت و کرامت انسانی نیز صیانت کرده است.